به گزارش بانک طلا، طبق اطلاعات منتشر شده از روزنامه اطلاعات، موضوع مورد بحث نیازهای اساسی و تأمین مایحتاج ضروری برای دهکهای پایین جامعه و افرادی است که در تأمین نیازهای اولیه غذایی و درمانی با مشکل مواجه هستند. این گروه به طور تقریبی بیش از یک دهم جمعیت کشور را تشکیل میدهند و اگر روند تورم که به طور بیرویه در حال افزایش قیمتها و فشار بر طبقه متوسط و پایین است ادامه یابد، ممکن است در پایان سال جاری تعداد زیادی از افراد به جمعیت فقرا و مستمندان افزوده شوند. وضعیت آموزش، امنیت مسکن، سرانه تفریحات و ورزش و مسائل روانی نیز در این شرایط به شدت نگرانکننده است.
در این راستا، اعلام شده است که بیمه تکمیلی بازنشستگان به دلیل عدم تسویه بدهی صندوق به شرکتهای بیمهگر متوقف شده است. سالهاست که نسبت به این ناترازی و خطرات بزرگ صندوقهای بیمه و تأمین اجتماعی هشدار داده میشود. این موضوع به طور مستقیم با زندگی میلیونها خانوار کمدرآمد ایرانی و شرایط شکننده آنها ارتباط دارد. ورشکستگی احتمالی صندوقهای بازنشستگی و تأمین اجتماعی میتواند یک فاجعه غیرقابل جبران برای ملت و کشور باشد. وزیر کار، وزیر اقتصاد و رئیسجمهور باید از این وضعیت محافظت کنند و در این شرایط، راهحلی برای صندوق و تأمین مالی پیدا کنند. هر تصمیم کوچک که به درستی اتخاذ نشود، میتواند عواقب وخیمی به همراه داشته باشد.
به یاد داریم که در زمان دولت احمدینژاد و مدیریت سعید مرتضوی، با فروش غیرمنظم و بدون برنامه شرکتهای بزرگ و سودآور در این حوزه، مشکلاتی ایجاد شد که اکنون عواقب آن به رنج مداوم بازنشستگان و مستمریبگیران، سالمندان و افراد ناتوان رسیده است. تحمیل تحریمها و جنگی که کشور عزیز ما را درگیر کرده، اگرچه با مقاومت جانانه ملت مواجه شده، اما خسارات و مشکلات را نیز افزایش داده است. سپس اروپاییها با فعالسازی مکانیسم ماشه، به یاری دشمنان آمدند و سختترین محاصره اقتصادی تاریخ را بر ایران و ایرانیان اعمال کردند. در این شرایط، باید همانطور که از مرز و سرزمین کشور دفاع میشد، از پول و ارز کشور نیز دفاع میشد.
کاسبان تحریم در تجارت خارجی، نفت و بانکها، به مردم آسیب رسانده و به هیچ کس پاسخگو نبودهاند. رئیس کل بانک مرکزی اخیراً اعلام کرده است که معاملات بانکها غیرشفاف است و ما نمیدانیم سهامداران چه کسانی هستند، به ویژه در بانکهای غیر دولتی. از رئیس بانک مرکزی سوالی نمیکنم زیرا او به وضوح اظهارنظر کرده است. اما از دکتر مدنیزاده، وزیر اقتصاد و دکتر پزشکیان، رئیسجمهور منتخب میپرسم که چگونه اعتبارات عظیم و بیحد و حصر و پشتوانه پولی و مالی و ذخایر ارزی کشور در اختیار افرادی قرار گرفته که هویت آنها مشخص نیست و این افراد چگونه میخواهند خسارات را جبران کرده و بدهیهای مردم را بازگردانند؟ نقش بانکهای به اصطلاح غیر دولتی و مؤسسات اعتباری در ایجاد تورمهای چهل، پنجاه، شصت و هفتاد درصدی چقدر است؟ بانک مرکزی و رئیس محترم آن به چه کسی پاسخگو هستند؟!
با این اوضاع و احوال، آیا واقعاً دل شیر دارید که یارانه بنزین و گازوئیل را حذف کرده و تغییر دهید؟ این بازی دو سر باخت را پوپولیستهای مجلس نشین در ادوار گذشته برای ما رقم زدند. زمانی که قرار بود بهای بنزین و دیگر انرژیها و سوختهای رایج به تدریج افزایش یابد، ناگهان صدای وامستضعفان از سوی برخی نمایندگان و رسانهها به گوش رسید که دولت لیبرال میخواهد عدالت را از بین ببرد و مردم را از تنها دارایی ارزان محروم کند! هنوز تیترهای روزنامههای آن زمان در آرشیوها موجود است. اکنون در شرایطی قرار داریم که راهی جز یک جراحی دردناک باقی نمانده است که ممکن است با جراحت و خونریزی همراه باشد. این وضعیت قبلاً نیز وجود داشته و تجربه شده است. با این حال، به ملت بزرگ ایران توصیه میکنم در این زمینه با دولت همگام و همراه باشند، زیرا تغییر قیمتها به سمت واقعی شدن، هرچند دشوار و سخت باشد، بهتر از شرایط غیرواقعی و حبابواری است که هر لحظه ممکن است بترکد و نابود شود. اکنون شرایط به گونهای است که هر تصمیمی در این زمینه با تبعات دردناک همراه خواهد بود. همان حباب مولانا بیدل است که «بر موج بستهاند کلاه حباب را…»