اقتصادی به گزارش بانک طلا، در طرح «رویش» که یکی از شش اَبَرپروژه اعلامشده از سوی وزیر اقتصاد به شمار میآید، هدف این است که طلا، ارز و رمزارزهای راکد در دست مردم، از طریق سازوکارهایی نظیر صندوقهای ارزی و اوراق مرابحه ارزی به سمت پروژههای پیشران و تولیدات ارزآور کشور هدایت شوند. این طرح به دنبال آن است که منابع انباشتهشدهای را که تاکنون خارج از چرخه تولید بودهاند، به جریان تأمین مالی پروژههای بزرگ و زیرساختی وارد کند و از این طریق هم به رشد سرمایهگذاری کمک کند و هم فشار بر بودجه و بازارهای غیرمولد را کاهش دهد.
در همین راستا، سید محسن طباطبایی مزدآبادی با اشاره به اینکه هدف اصلی این طرح هدایت طلا، ارز و رمزارزهای راکد در دست مردم — که در حال حاضر نقشی مولد در اقتصاد ندارند — به سمت پروژههای پیشران و تولیدات ارزآور است، گفت: اجرای صحیح این طرح میتواند نقش مهمی در کاهش سفتهبازی، تقویت سرمایهگذاری مولد و تبدیل داراییهای غیرمولد به موتور رشد اقتصادی ایفا کند.
وی افزود: زمانی که ابزارهای شفاف و رسمی برای سرمایهگذاری ارزی ایجاد شود، بخشی از نقدینگی که در حال حاضر صرفاً برای حفظ ارزش یا نوسانگیری به بازارهای طلا، ارز و رمزارز وارد میشود، به سمت ابزارهای کمریسکتر، قابلپیشبینی و دارای بازدهی پایدار حرکت خواهد کرد. این عضو هیئت علمی دانشگاه ادامه داد: این موضوع علاوه بر کاهش نوسانهای سفتهبازانه، عمق بازار سرمایه را افزایش میدهد و منابع جدیدی برای پروژههای صادراتمحور، انرژی، پتروشیمی، هایتک و حملونقل فراهم میآورد. به این ترتیب، داراییهای راکد به جریان تولید تبدیل شده و امکان تأمین مالی پروژههای بزرگ فراهم میشود؛ پروژههایی که قابلیت ایجاد ارزش افزوده و درآمد ارزی دارند و میتوانند موتور جدیدی برای رشد اقتصادی باشند. همچنین با ورود این منابع به بازار سرمایه، فشار بر نظام بانکی کاهش یافته و سرمایهگذاری بلندمدت برای افراد بیشتری در دسترس قرار میگیرد.
این مدرس دانشگاه تأکید کرد: موفقیت این طرح نیازمند مجموعهای از الزامات و پیششرطهاست. نخستین الزام، شفافیت کامل در ساختار صندوقها و پروژههایی است که قرار است تأمین مالی شوند؛ مردم باید بهطور دقیق بدانند که پولشان کجا میرود و چه زمانی و چگونه بازدهی دریافت میکنند. وی افزود: بازدهی صندوقها نیز باید رقابتی و متناسب با ریسک باشد تا انگیزه لازم برای خروج سرمایه از بازارهای موازی ایجاد شود. حفظ ارزش دارایی و ارائه ابزارهای پوشش ریسک ارزی از دیگر ضرورتهاست، زیرا اعتماد مردم بدون اطمینان از ثبات سرمایه جلب نخواهد شد.
به گفته طباطبایی، وجود نهاد ناظر قوی و مستقل، گزارشدهی منظم، انتخاب پروژههای پربازده و کارشناسیشده، و طراحی سازوکارهای نقدشوندگی مناسب از دیگر پیشنیازهای جدی این مدل هستند. در کنار این الزامات، چالشهایی نیز وجود دارد؛ از جمله بیاعتمادی عمومی به ابزارهای مالی جدید، نوسانات ارزی، ابهام در مقررات مربوط به رمزارزها، احتمال اجرای غیرشفاف پروژهها و ریسک خروج ناگهانی سرمایه در شرایط شوک اقتصادی.
این کارشناس اقتصادی در پایان گفت: بهطور کلی، طرح «رویش» میتواند یکی از سازوکارهای مؤثر برای تبدیل داراییهای غیرمولد به سرمایه مولد و کاهش سفتهبازی در بازارهای غیررسمی باشد؛ اما موفقیت آن کاملاً وابسته به اعتماد عمومی، شفافیت، مدیریت ریسک و انتخاب دقیق پروژههای ارزآور است.